در طول سالهایی که در پروژههای صنعتی، تولیدی و خدماتی فعالیت کردهام، یک واقعیت همیشه تکرار شده است: بیشتر مشکلات سازمانها، نه از کمبود نیرو است و نه از کمبود بودجه؛ بلکه از نشناختن کار و زمان واقعی انجام آن ناشی میشود. اینجاست که کارسنجی، زمانسنجی و ارزیابی کار و زمان بهعنوان ابزارهای جدی تصمیمگیری مدیریتی وارد عمل میشوند؛ ابزارهایی که اگر درست اجرا شوند، میتوانند مسیر یک سازمان را متحول کنند.
مدیریت پروژه دنیای پیچیدهای است که کوچکترین لغزش در آن میتواند منجر به شکستهای سنگین مالی و زمانی شود. استاندارد ISO 21502 که نسخه بهروزشده و تکاملیافته استاندارد قدیمیتر (ISO 21500) است، با تمرکز بر مدیریت مبتنی بر «عملکرد»، راهکارهای دقیقی برای جلوگیری از فجایع رایج در پروژهها ارائه میدهد.در ادامه ۵ اشتباه مهلک در مدیریت پروژهها و نحوه برخورد ISO 21502 با آنها را توضیح میدهم:
در این مقاله به این سوالات مهم پاسخ میدهم که: چرا ایزو تصمیم گرفت استاندارد ۲۱۵۰۰ را بازنگری و ۲۱۵۰۲ را جایگزین کند؟ علت این تغییر بزرگ در واقع یک «تکامل استراتژیک» بود تا یک بازنگری ساده. سازمان بینالمللی استاندارد (ISO) متوجه شد که دنیای مدیریت پروژه از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۰ تغییرات بنیادینی کرده وچارهای بهجزء ایجاد تغییر در رویکرد ندارد.
این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها در زمره تحقیقات توصیفی – پیمایشی قرار میگیرد. جامعه آماری این تحقیق را شامل کلیه پژوهش شامل کلیه عضاء هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران تشکیل میدهند، که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 320 نفر محاسبه شد. ابزار گردآوری در این پژوهش، پرسشنامه استاندارد میباشد، که پایایی این پرسشنامه با استفاده از ضریب امگامکدونالد 839/0 تأیید شد. جهت تجزیه و تحلیل دادههای جمع آوری شده از روش مدلسازی معادلات ساختاری 4 smart pls استفاده گردید. در نهایت نتایج حاصل از تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها نشان داد، چشم انداز مشترک، پیشگامی، محیط بر نوآوری سازمانی تاثیر مثبت و معناداری دارد. دانش فردی، رهبری تحولگرا بر نوآوری سازمانی تاثیر ندارند، نتایج نشان داد دانش فردی و پیشگامی بر یادگیری سازمانی تاثیر مثبت و معناداری دارند ولی رهبری تحول گرا، چشم انداز مشترک و محید بر یادگیری سازمانی تاثیر معناداری ندارند. همچنین نتایج نشان داد که نوآوری سازمانی و یادگیری سازمانی بر عملکرد سازمانی تاثیر مثبت و معناداری دارد.
هدف این پژوهش، بررسی میزان اثربخشی مطالعات امکان سنجی اقتصادی در بهبود تصمیم گیری سرمایه گذاران برای پروژه های زنجیره فولاد است. در این راستا، با بهره گیری از روش پژوهش ترکیبی (کمی و کیفی) و گردآوری داده ها از طریق بررسی اسناد پروژه ها، مصاحبه با مدیران پروژه ها و تحلیل گزارش های امکان سنجی، رابطه میان کیفیت مطالعات و موفقیت پروژه ها تحلیل می شود.
پژوهشگر و مدرس حوزههای تخصصی مهندسی صنایع مدیریت پروژه امکانسنجی اقتصادی پروژهها برنامهریزی نگهداری و تعمیرات عارضهیابی، ارزیابی و بهینهسازی کار و زمان